Tuesday, March 20, 2007

And time is speeding by

و زمستان می رود
با لباس های گرم دوست داشتنی اش
با موهای بلند اش
با حس خوب تنهایی اش
زمستان با تیرگی ابرهایش
با روشنی برف هایش می رود
بداند
برای گرمی نفس هایش
بخار جوی هایش
برای سردی دستانش
دلتنگ خواهم شد

Friday, March 16, 2007

Cause i never quite learned how to swim


و چیزها
پیش از اینکه بخواهم
کم عمق می مانند
خارق العاده ها فرو می نشینند
با همین اتفاقات کوچک
حس های خام
که گاهی موزیک یا فیلمی
یا ابری، درختی، رودخانه ای
ارضا می شوم
گوشها را می پوشانم
روی لاف ها و وعده ها
رویا ها را حفظ می کنم
از دستمالی محافظه کاران دورو
فراموش می کنم
که رقابتی در کار بوده
مانند گذشته شاید
ارام
از میان خاکستری ها می گذرم

Wednesday, March 14, 2007

Nine cats