Wednesday, July 30, 2008

melt into nothing


راهی برای بازگشت نیست
نه برای رفتن
و هیچ حرفی
و هیچ کسی
و هیچ رویایی
و هیچ

Sunday, July 27, 2008

Nowhere to go


Life, life is all right on the Rhine
No, but I know, but I know
I would have nowhere to go
No, but there's nowhere to go, to go

Wednesday, July 09, 2008

While everything felt wrong


وانمود می کنم
برام مهم نیست
و اصلا نمی بینم
که شما و خاطراتتون
اینطور آشکار
ازم فاصله می گیرید
باور می کنم
که این قالب عوض ناشدنیه
و حتی با افراط
هیچ احساسی پس نمی ده
خنده هامو جمع می کنم
و انگار
خیلی قوی تر از شمام
شما هم خاطراتتون رو
پنهان می کنید و دورتر می شید
چاره ای ندارم
کینه هارو کنار می زنم
یه گوشه می ایستم
به سایه تون خیره می شم
و وانمود می کنم
برام مهم نیست