Saturday, November 25, 2006

Hail to directors


از یک ایرانی این حرامزادگی ها دور نیست
که این و این کار برونو بوزتو ازهمه جا بی خبر را
به اسم خودش بدهد فستیوال آبکی فیلم کوتاه
اینکه جناب حرامزاده به غیر از خودش
نویسنده و مجری طرح و تهیه کننده هم در تیتراژ زده باشد
و برگزار کنندگان خیلی اگاه روز سوم بفهمند
و ملت هم اگاه تر از انها کلی کف و سوت حواله این اقای دزد حرامزاده
و ما هم خجلت زده از کل ایتالیایی ها که زبانشان این روزها مد شده
تب دار خارج شویم از این مفتکی جشنواره
که ایرانی هایش به ریدن هم نمی ارزید،تر و خشک با هم
می گویند فیلم همان چند چس سکانس بی سر و ته را
با ته مایه ریتاردد اینتلکچوالی مشترک
موسیقی دزدی از هر ننه سلیمونی
ونقشی با سیگاری خاک اویزان بر لب
زیرسیگاری اشباع
لیوان دسته دار کریستالی پر از غلظت
فنجان قهوه دور ماسیده
قوطی شفاف قرص
که بعد محتویات قوطی هوتوتو
و صدای قلپ قلپ اب ،مثل عق
تلفن هم که قطع
کابوس
در خانه باز نمی شود
موشک کاغذی
زوم بک
دوربین اینه است
روی توالت مسواک بزن
کات
به به چه فیلمی
چه عناصر بدیعی

Friday, November 24, 2006

You are who you are


اینطور نباشد که
اعتماد به نفس را اینهمه پر کنی
مغزت را از دلایلش
انوقت با هر حرفی بادت خالی شود
اینطور نباشد

Wednesday, November 22, 2006

I want to touch the other side


ادامه این بازی
با این انگیزه که دیگرون خوب شن
که بیان شادی رو دو دستی تقدیمت کنن
مسخره ست
باید لذت رو
اگه چیزی تهش هست
از کثافت ترین جاهای زندگی
حتی وقتی لجن تا بیخ گلوت زده بالا
بکشی بیرون
...

Sunday, November 19, 2006

Future proof i wish i was


مشکل همین بلند شدن سقف است
که دیگر هیچ هوایی خلاءاش را پر نمی کند
وقتی درها بسته اند اینهمه وقت
وهمه چیز از درون باد کرده
بهتر است در همین حال بمانی
که حتی اگر درها باز شوند
دیگر نمی توان اشتیاق را
در این حجم باد کرده باز شناخت
در این هوای الوده
کبوترها را نمی توان رها کرد
به امید مقصدی که هیچ کجا نیست
نمی توان انتظار را کش داد
که کار از امروز و فردا گذشته است

Saturday, November 11, 2006

Fragile leaves under my feet


من رقص برگها را دیدم
از شاخه فرو می افتادند
تار عنکبوتی بر نرده سفید سردی
تکه سنگی که زیر اب غلت می خورَد
خط خط افتاب را از میان درختان دیدم
نوازش باد را بر شاخه ای
و صدای سگی از انطرف می امد
و چیزی که انگار در اب افتاد
...
سوزش تند این نسیم
تمام حواسم را می شکافد
و اتش که در چند دَه قدمی ست
و کسانی که بر هم تکیه کرده اند
تنهایی را پیش می اورد

Tuesday, November 07, 2006

Frosti