I just learn to cope
این روابط برایم بسیار پیچیده اند
که هر روز تصمیم کندن
و فردا بازگشتن
باور نمی کنم
این من باشم
این چنین مورد تنفر
باور نمی کنم
چون سعی ام خلاف این بود
اخلاقی و منطقی باشم
گیج شده ام
انگار این من نیستم
که باز با همان آدمها
خود را به کوچه های بی ربط می زنم
و صبح ها تنها به خانه برمی گردم
با این حکم تنهایی فسخ ناشدنی
و سپری اوراق و رو شده
باید تمام حکم ها را بپذیرم
و در مغزم دنبال چاله های خالی
برای دفن لایه های فاسد
تلقین کنم
که بالاخره روزی
یاد خواهم گرفت
بی اهمیتی و نامربوطی دیگران را
حتی اگر نابودت کنند
فراتر از موجودات حقیر و متعفنی
که از لاشه دیگران می خورند
نخواهند بود
که هر روز تصمیم کندن
و فردا بازگشتن
باور نمی کنم
این من باشم
این چنین مورد تنفر
باور نمی کنم
چون سعی ام خلاف این بود
اخلاقی و منطقی باشم
گیج شده ام
انگار این من نیستم
که باز با همان آدمها
خود را به کوچه های بی ربط می زنم
و صبح ها تنها به خانه برمی گردم
با این حکم تنهایی فسخ ناشدنی
و سپری اوراق و رو شده
باید تمام حکم ها را بپذیرم
و در مغزم دنبال چاله های خالی
برای دفن لایه های فاسد
تلقین کنم
که بالاخره روزی
یاد خواهم گرفت
بی اهمیتی و نامربوطی دیگران را
حتی اگر نابودت کنند
فراتر از موجودات حقیر و متعفنی
که از لاشه دیگران می خورند
نخواهند بود
2 Comments:
خود را به کوچه های بی ربط زدن
تنها راهی هست که مانده
دیگر نمی توانیم خودمان باشیم
باید یاد گرفت مثل آنها بود
باید حکم را پذیرفت
تنها به خانه برگشتن
سرنوشت محتوم است
ye doosti dashtam ke migoft man nemidanestam va nakhaham danest vanke forsat ham nist..
Post a Comment
<< Home