Thursday, March 30, 2006

rebellion


عجیب ترین حرفا رو می زنی
عجیب ترین کارها رو می کنی
انتظار داری باهات کنار بیام
نه اقا
من دیگه اینم دستت نمی دم

Monday, March 27, 2006

surprise


حالا تو این اوضاع
معلوم نیست تو با چه انگیزه ای پیدات شده
هرچی بیشتر فکر می کنم کمتر به نتیجه میرسم
باید صبر کرد و دید
حلا تو این اوضاع
معلوم نیست گلوی من واسه چی زخم شده

Saturday, March 11, 2006

trampled under sb's foot


در حقیقت ادما بیاد هم نیستند
وقتی دورشون شلوغه
فازهای عجیبی می گیرند
تنها که میشن
یاد هم می افتن
و اس ام اس میدن
که هی پسر کجایی؟
چه خبر؟
جواب می گیرن
هیچی
و دیگه اس ام اس نمیدن
اینجور ادمها یک روز
که هوا نه افتابی باشد نه ابری
به فاک خواهند رفت
در انروز کسانی هستند که این ادمها را در اغوش گرم خود بپذیرند
و نیز کسانی هستند که این ادمها را زیر پا له کنند

Sunday, March 05, 2006

tell me your secret


هر چي هست
از اين شهر بزرگ
از انبوه ادما
توهماتی بیماره
بیمار

Saturday, March 04, 2006

keep in contact with friends


مي دوني
از زمستون پارسال هنوز یه چیزایی یادمه
روز اول که دیدمت همه جا خاکستری بود

Friday, March 03, 2006


تنها موندن
از احساس تنهایی
وقتی دور و برت پر از ادمه
بهتره


يه اتفاق
مي تونه همه چيزو عوض کنه
مثل يه خطه
که خم شده
گاهي اوقات
بالايي
گاهي اوقات پايين

Thursday, March 02, 2006

the worst


با اینکه مجبور نیستم
بین بد و بدترین
بدترین رو انتخاب می کنم

enough

هنوز تیکه هایی هست
که سیرم کنه