Friday, September 29, 2006

Try, just a little bit harder


حقیقت جز این که هر روز می بینی، نیست
جای جویدن رویاهایت
سعی کن این را هضم کنی
که مانند وصله ناجوری
انگشت نمایی و پس می خوری
که مثل سوپ معده ی مستی
راه دفع یا جذب می جویی
حقیقت اگر جز این بود
چه می شدند انها که واقعی اند

Friday, September 22, 2006

We are standing on the edge




حالا روی این لبه فجایع
بدجور هوس رودخونه کردم
هوس برغون
که په کوپه برگ درست کنم
دراز روی برگا به ابرا خیره شم
صدای اب و تکون شاخه ها
اون خره افسار گسیخته هم بیاد
من داد کنم که از دست رفت صحنه
خره هم تعقیبم کنه
کلی توهم می سازه
با اون اب سرد
زمان رو هم میشه تنظیف کرد
پایین داد سیب زمینی رو با سوسیس سوخته
شب هم صدای اب و درخت و شعله باز شنید
و تق تق بلند شدن پوسته کنده ها

Monday, September 18, 2006

No music for the shameful scene



بیرون کشیدن غولها انهم اینطور
کار من نیست در هر حال
شکی نیست در بروز اتفاقات عجیب
اما نه جرئت اش را می بینم
نه توان مالیدن باکس هاشان را
اینکه در گوشهایم ریتم گرفته اند
بی توجه نمی توانم باشم
همراهی ریتمیک هم نمی دانم
چیز پایداری هم نیست از طرفی
اغراق امیز بزرگ می کنند خودشان را
همه اینها را البته خود من ساختم
جالب است که گول هم می خورم
این روزها برچسب ایتز تو لیت می خورند
تا بلکه روی اعصاب کمتر باشند
اما بدتر می شود می دانم
این نسخه ها را هر عطاری می پیچد
باید از این جوها فراتر رفت
می گوید انهم وقتش می رسد
این لجن را من می بینم نه او
چاره ها را اما انگار او دارد
خب این هم مانند خیلی چیزها که وانمود می شود
یا خود وانموده است
واقعا چاره چیست؟
ایا همین است که مردم می کنند؟
تا بصورت عمومی صدق کند
مسلما من هم گرفتار می شوم یک روز
این اپیدمی ها به جان همه می افتد

Sunday, September 17, 2006

Summertime



But until that morning,
Honey, n-n-nothing's going to harm ya,
No, no, no no, no no, no...
Don't you cry

Friday, September 15, 2006

Uncut


ازاین شخصیت امامزاده درستکاری که ساخته ام متنفرم
از این که همیشه حق را به دیگران می دهم
از این که خودم را با دیگران تطبیق می دهم تا روابطم از هم نپاشد متنفرم
از اینکه در هر رابطه ای باید شکست خورده باشم متنفرم
از این که همیشه نهایت سعی ام این بوده که کسی ناراحت نشود و رفتارم برخورنده نباشد متنفرم
از انهایی که ادا در می اورند متنفرم
از انهایی که دوست دارند من را فقط افسرده و شکست خورده ببیند متنفرم
از انهایی که نمی توانند خوشبختی دیگران را ببیند متنفرم
از انهایی که وانمود می کنند حرفهایم برایشان اهمیت ندارد متنفرم
از انهایی که فکر می کنند قابلیت اظهار نظر راجع به هر چیزی را دارند متنفرم
از انهایی که به بدبختی ها و مردن ادمها می خندند متنفرم
از انهایی که اعمالشان را به بدی روزگار نسبت می دهند متنفرم
از زورگوها،از بدقول ها،از پر روها و از انهایی که فکر می کنند تفاوت وجود ندارد متنفرم
...

Wednesday, September 13, 2006

Burn out

Sunday, September 10, 2006

I miss you puppy love

چرا؟
بعضی ادم ها
بعضی حس ها
بدون هیچ شرحی
می روند

Wednesday, September 06, 2006

I can't get it right


این مناظر ناخوشایند چرا اینجا پس زمینه اند؟
چطور هر اکبر و اصغر و انتری نظریه پرداز شده است؟
و هر کسی هم حرفهای ارزشمندی دارد برای گفتن
این قطار به هر جا برود
من فقط نمی خواهم زیر چرخ هایش له شوم
نمی خواهم انقدر بدوم که دیگر رمقی نماند برای ادامه
از دست تکان دادن های این ادمهای هرجایی بیزارم
هیچ رقابتی نیست،نبوده و نخواهد بود
اگر می روم به دنبال جایی
که تا پایان دوام داشته باشم
نه برای جلو افتادن
بردن پاداشی واهی که در انتظار هیچ کس نیست
می دانم حتی اگر این نقاط نورانی چیزی هم باشد
نقطه اغاز یا پایانی برای من نیست

Sunday, September 03, 2006

What I want from you is empty your head


کافیه باور کنی هر از گاهی یه اتفاق عجیب می افته
و همه چیز رو تغییر می ده
تا دیگه هیچوقت حتی یه اتفاق معمولی هم نباشه