Wednesday, July 26, 2006

what's desire?


شرم کن
از خودت و بعضا دیگران
از هوسهایت هر چه دورتر
یاد بگیر مقلد بودن را
هر چه می گویند بپذیر تا اخر
نفست را زیر سوال ببر
شرم کن از وجودت
اینکه یک مهره هم نیستی
از این ماشین غول اسا
و تا اخر همین می ماند
اگر بخواهی تندروی کنی
پایان کلاسیک هم نخواهد بود

Sunday, July 23, 2006

Dead poets society


تفاوتی نمی کنه این روزا
حتی اگه از بالا نگاه کنی
وقتي گره مي خوری
تقلا می کنی
خشک مي شی
وقتی می خوای قدم های بلندتر برداری
پاهات کوتاه تر میشه
و گره ها خود بخود باز نمی شن
حتما باید جا بیفتی و حس کنی
تا مثلا تسلط پیدا کنی

Saturday, July 15, 2006

Everything goes to Hell



Tom Waits : Everything goes to Hell

There's a few things that I never could believe
A woman when she weeps,
A merchant when he swears,
A thief who says he'll pay
A lawyer when he cares,
A snake when he is sleeping,
A drunkard when he prays.
I don't believe you go to heaven when you're good;
Everything goes to hell, anyway!

Monday, July 10, 2006

Remember what the door mouse said


خیلی بیشتر از حدی که تصور می کردم
همه جا رو گه گرفته
و من خیلی راحت همه رو باختم تا حالا
می دونم به تدریج اما بالاخره خودم هم نابود می شم
هیچ انگیزه ای واسه اینهمه له له زدن نمی بینم
واسه اروم بودن
خودم رو باور نمی کنم حتی
فاسد و کریه شدم
تا از خودم متنفر باشم
از دیگرون متنفر باشم
از تنفر متنفر باشم
و اینکه همینه که هست

Saturday, July 08, 2006

it was really something


دنیا رنگ دیگه ای بود
تصوراتمون پر از این بتها بود
که یک دست روی سینه
دست دیگه رو واسه ما دراز کرده بودن
کافی بود طاقت بیاریم و قد بکشیم

Tuesday, July 04, 2006

Less concerned about fitting into the world


چاههایی به عمق بلاهت هستند
این وعده های پوچ
فرو افتاده ای اگر و من هم
دستانت اگرمی لرزد و هر روز نحیف تر
هر چه پیش می اید بپذیر
حتی منزجرت کند حالت را به هم بزند
نمی ایستم اگر کوتاه تر بروم
هر چه بیشتر می گذرد
خودم هم نمی دانم شکننده می شوم یا سخت تر
شاید بی احساس تر
شبیه این ادمهای احمق که زیادند

Saturday, July 01, 2006

The fantasy is over :a tribute to the end of the line


دلم تنگ شده
واسه شبايي که به سرديشون لعنت مي فرستادم
خيابونايي که ردي رو برفش نبود
درختايي با شاخه هاي سفيد
دستایي خیس و کرخت
کفشايی برفي
يقه هایي بالا زده
چراغي که تو برف پرنورتر بشه
واسه شب ساعت 3 برگشتن
واسه خوشحال و راحت خوابيدن
دلم تنگ شده واسه اینجا
همين