Tuesday, April 03, 2007

Emotional landscapes they puzzle me


قابی بی انتها
پر از برکه
از درخت
از سکوت
درختان برهنه یا نوپوش
چند چند
تاب می خورند
ابرها
تا آن دور دست ها ممتد
آسمان را عمق می دهند
هیچ رویایی نیست
هیچ فکری حتی
انچه هست
صدای دریا و باد
صدای قدم هاست
بوی رطوبت و موج
و خام ترین دلتنگی

2 Comments:

Anonymous Anonymous said...

کاشکی این پست هیچ وقت نره تو آرشیو :)

6:41 PM, April 13, 2007  
Anonymous Anonymous said...

نمیدونم باران چرا اینو گفته یا دلیلش چی بوده ولی منم با حرفش موافقم.
من هر روزمو با امید شروع میکنم ولی به نیمروز نرسیده برای هزارمین بار به خودم میگم
"هیچ رویایی نیست
هیچ فکری حتی"
و بوی دلتنگی که اصلا خفه م میکنه.

3:18 AM, April 16, 2007  

Post a Comment

 

 

<< Home