Monday, January 22, 2007

No loving embrace to see me through


هر لحظه خم تر می شوم
زیر بار نگاه هایتان
انچه شما انعطاف می نامید
جایی در نوجوانی ام محو است
که این روزها
خالی از ثبات یا مدارا
اضطراب تمام وجودم را می تراشد
لعنت می فرستم به این سالها
که با این گنداب
ندانسته
افکار را مسموم می کردم
و اکنون که ادامه نیستی ام را
در دستانم ورز می دهم
تا از آینده شکلی بگیرد

2 Comments:

Blogger anahYta said...

tO khUb mifahmY
chOn be andazeie kafY bahUshi ,




:)
-a-

1:12 AM, January 23, 2007  
Anonymous Anonymous said...

اونم چه شکلی.................

12:41 AM, February 16, 2007  

Post a Comment

 

 

<< Home