you and I and dominoes, the day goes by...
و ما جای دور زدن
چاله ها را پریدیم
یا محو تماشای ان زیر
انقدر معطل ماندیم
تا گودالی عمیق
احاطه مان کرد
هیچوقت نفهمیدیم
از کدام چاله بود
زهرخندی که فراخواند
خام بودیم مانند امروز
که پرت شدیم
در هر حفره ای
اختیار داشتیم
و چشمانی باز
به شوق رویاهایی مدفون
...
چاله ها را پریدیم
یا محو تماشای ان زیر
انقدر معطل ماندیم
تا گودالی عمیق
احاطه مان کرد
هیچوقت نفهمیدیم
از کدام چاله بود
زهرخندی که فراخواند
خام بودیم مانند امروز
که پرت شدیم
در هر حفره ای
اختیار داشتیم
و چشمانی باز
به شوق رویاهایی مدفون
...
1 Comments:
چاله ها را پریدیم..
دست در دست هم..
این منو می بره به جاهای دور..رضا دستت درد نکنه، خیلی قشنگه.
Post a Comment
<< Home