Saturday, June 30, 2007

When slow clouds pass me by

از نو ساعت معهود فرا خواهد رسید
تا باز گفته شود
.حرف هایی که دراز زمانی خشکیده بود
تا دراز کنی پا را
همان سان که زمانی پا پیش می نهادی
.و وانمود می کردی که نمی دانی جاده مسدود است
تا بکوبی با سماجت
بر همان دری که هیچ کس نیست تا بگشایدش
و تو نه وسیله
.و نه ارزوی به زور گشودنش را داری
یانیس ریتسوس
دهلیز و پلکان / ترجمه محمد علی سپانلو

1 Comments:

Anonymous Anonymous said...

و نه آرزویی به رفتن..............دیدن................تنها خلاصی می خواهم از نفسهایم که می ریزدبر عنکبوتهای مرئیم.............

9:46 PM, July 21, 2007  

Post a Comment

 

 

<< Home