Thursday, April 06, 2006

A lamb at the door


پا ميشه
خودشو مي تکونه
به طرفت مياد
دستشو دراز مي کنه
مي گه راحت باش
ديگه چيزي نمونده
واسه از دست دادن
و تو خيره شدي
به جای قدمهاش
شکل تازه ای نساخته
حرف تازه ای نیست

0 Comments:

Post a Comment

 

 

<< Home